65مثلاً مسيحىِ كاتوليك مىتواند با مسيحىِ «پروتستانت»، زندگى كاملاً آرام داشته باشد و ديگر لازم نيست به نفى يكديگر برخيزند.
اين مطلب، غير از آن است كه جامعۀ بشرى با داشتن عقايد مختلف و گوناگون، همگى در صراط حق بوده و مورد پذيرش خداى جهانيان هستند! اگر چنين است، پس تأكيد بر صراط واحد و پرهيز از صراط هاى ديگر چيست؟!
به خاطر همين وحدت صراط است كه قرآن و حديث در تمام موارد از «دين واحد» سخن به ميان مىآورد نه از «اديان» و تنها در يك روايت و آن از امام هشتم عليه السلام است كه لفظ «دين» به صورت جمع آمده و احتمال مىرود كه حديث نقل به معنا شده است. اصرار قرآن بر لفظ «دين» به صورت مفرد، براى اين است كه اصول عقيدتى و قوانين كلّى در مسائل عملى، در تمام ادوار يكسان بوده و خداوند يك دين بيش نداشته و نخواهد داشت، چنانكه مىفرمايد: إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّٰهِ الْإِسْلاٰمُ 1