43
و... جاهاى ديگر
باز برويم سراغ كربلا. در كربلا به زيارت حرمها و قبرهاى ديگرى هم مىروى كه به نوعى با حادثۀ عاشورا ارتباط دارد.
مثلاً قبر «طفلان مسلم» را زيارت مىكنى. مىدانى كه «مسلم بن عقيل»، نماينده و فرستادۀ امام حسين و پسر عموى او بود كه امام، قبل از رفتن به كوفه، او را همراه نامهاى فرستاد تا مردم به او بپيوندند و زمينهاى براى آمدن امام به كوفه و مبارزه با ظالمان بنى اميّه فراهم شود. داستانش مفصّل است. مردم بى وفايى كردند و او تنها ماند و دستگير و شهيد شد. 1 دو پسر او به نامهاى محمد و ابراهيم كه كوچك بودند، در كاروان امام حسين عليه السلام بودند و به كربلا رفتند. پس از جريانات عاشورا و اسير شدن اهل بيت امام حسين و كودكان ديگر، آن دو پسر هم به صورت اسير به كوفه برده شدند. ابن زياد (حاكم كوفه)، چون آن دو را شناخت و فهميد كه پسران مسلماند، دستور داد آنان را زندانى كنند. اسيران اهل بيت، از كوفه به شام و از آنجا به مدينه رفتند و آن دو پسر همچنان در زندان بودند.
يك سال گذشت، روزى پيرمردى به نام مشكور كه زندانبان بود و از علاقهمندان امام حسين عليه السلام به شمار مىرفت، آن دو را شناخت و دلش به حال آنان سوخت و كمك كرد تا از زندان گريختند. ولى پس از چند روز دوباره دستگير شدند. آنكه آنها را پيدا كرد، مرد پليدى به نام «حارث» بود، آن دو عزيز بى گناه را كنار فرات برد و سر از بدنشان جدا كرد، پيكر آنان را به آب انداخت و سر آن دو را