42و آباد مىگشت. اينها همه به سفارش امامان بود و زائران به ثواب الهى مىرسيدند.
شايد شنيده باشى كه در طول تاريخ، خيلىها عشق به زيارت كربلا داشتند. سالها در اين آرزو بودند. وقتى هم شرايط فراهم مىشد، همه گونه سختى را تحمّل مىكردند و حتّى گاهى جان خود را فدا مىكردند. در كشور ما يكى از آرزوهاى رزمندگان و شهدا در سالهاى دفاع مقدس اين بود كه با پيروزى به زيارت كربلا بروند. شعار مىدادند: «كربلا كربلا، ما داريم مىآييم». بعضى هم پشت پيراهنهاى خود مىنوشتند: «مسافر كربلا». اصلاً شوق كربلا شورى در دل رزمندگان ايجاد مىكرد. قدر خودت را بدان كه چنين فرصت و توفيقى برايت پيش آمده است.
در قديم رسم بود كسى كه مىخواست به زيارت كربلا برود، چون اين سفر چند ماه طول مىكشيد، خيلى خاطرهاى و با شور و احساسات بود. مردم، زائر كربلا را بدرقه مىكردند و چون برمىگشت، طىّ مراسمى استقبال انجام مىگرفت و در اين مراسم، كسى با نواى سوزناكى شعرهايى مىخواند كه به آن «چاووش خوانى» مىگفتند. وقتى برمىگشتند، به آنان «كربلايى» مىگفتند و مورد احترام بودند. كربلا رفتهها هم سعى مىكردند حرمت اين لقب و عنوان را حفظ كنند و كار ناپسند و گناه نكنند. آنان هميشه از خاطرات سفر كربلا براى ديگران مىگفتند و شوق آنان را براى زيارت مىافزودند.