41حسين عليه السلام را در آن شرايط خفقان بار و خطرناك، يكى از بافضليتترين كارها مىدانستند، چون چنان زيارتى اعلام همبستگى با راه شهيدان بود و زائرى كه به زيارت سيدالشهدا مىرفت و مىرود، معناى كارش اين است كه ما طرفدار اين جبهه و گروهيم و از جهادشان طرفدارى مىكنيم و با دشمنانشان مخالفيم و از جنايتشان بيزاريم، يعنى همان «تولّى» و «تبرّى» كه از وظايف دينى هر مسلمان و از فروع دين است.
امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس ادّعا دارد كه شيعۀ ماست، ولى به زيارت كربلا نرود، ادّعاى او ثابت نمىشود.
عشق زيارت
به هر حال، رفتن به زيارت كربلا كه خطر هم داشت، ثابت مىكرد كه زائر به اين خاندان و به راهشان عقيده دارد و طرفدار آنان است و زيارت، نوعى عهد بستن با شهدا بود كه هدف و راهشان را فراموش نكند. اين حسّ و حالت نسبت به كربلاى حسينى هميشه بوده است. در زمان متوكّل عباسى، خليفهاى كه به شدّت با خاندان پيامبر و شيعيان مخالف بود، چون تجمّع شيعه را بر گرد مزار سالار شهيدان امام حسين عليه السلام در كربلا مىديد و از قيام هواداران اهل بيت مىترسيد، بارها دستور داد تا قبر امام حسين عليه السلام را خراب كنند و مردم را پراكنده سازند و به كسى اجازۀ رفتن به زيارت كربلا ندهند، ولى پس از گذشت مدّتى، دوباره علاقهمندان با شور و حالى خاص، مرقد امام را بازسازى مىكردند و به زيارت مىرفتند و دوباره آنجا محلّ رفت و آمد شيعه مىشد