58آنها را يادداشت مىكنند و پس از مراجعت به شهرهاى خود بازگو مىكنند... و سر انجام در تاريخ ثبت مىشود.
آرى زينب عليها السلام با بصيرت و بينايى كامل خود اينها را مىدانست و به جاى آنكه از ديدن اجساد به خون آغشتۀ برادرها و برادرزادهها و جوانان خويش ، شكيبايى و توان خود را از دست بدهد و صدا را به گريه و شيون بلند كند و مانند زنان عاجز از زمين و زمان شكايت كند و از بدبختى خود بنالد و احياناً از شدت ناراحتى سخنان ناروايى بر زبان جارى سازد، از اين فرصت زودگذر در جهت اهداف دين و مكتب و برادر شهيدش استفاده مىكند و براى به ثمر رساندن آن نهضت مقدس در آن موقعيت حساس تا حدّ توان از نيرو وامكاناتش از كمال بهرهبردارى را مىكند.
يك فراز ديگر
در يكى از مقاتل به نقل از حضرت زينب عليها السلام چنين آمده است:
«ياٰ مُحَمَّداه! بَناٰتُكَ سَباٰياٰ وَ ذُرِّيَّتُكَ مُقَتَّلة، تُسْفىٰ عَلَيهِم ريٖحُ الصَّبا، وَ هٰذاٰ حُسَينٌ مَحْزُوزُ الرَأس مِنَ القَفاٰ، مَسْلُوبُ العِماٰمَةِ وَ الرِّداٰء، بَأَبي مَنْ اضْحىٰ عَسْكَرُه في يَوْمِ الاِثنينِ نَهْباً، بِأَبِي مَنْ فُسْطاٰطُهُ مُقَطَّع العُرى، بَأَبِى مَنْ لاٰ غاٰئِبَ فَيُرتَجى، وَ لاٰجَريح فَيُداوى، بَأَبي مَنْ نفسي له الفِداءُ، بأبي المهمومُ حَتّى قَضَى، بأبي العَطْشَان حَتّى مَضَى، بأبي من شَيبتُه تَقْطُرُ بِالدِماٰءِ، بِأَبي مَنْ جَدُّهُ مُحَمَّد المُصْطَفى، بِأَبي مَنْ جَدُّهُ رَسُولُ الٰه السَّماءِ، بِأَبي مَنْ هُوَ سِبْطُ نَبِىِّ الهُدىٰ، بِأَبيِ مُحَمَّد