111قبايل اطراف نيز باخبر مىشدند و در آنجا اجتماع مىكردند و اگر زينب عليها السلام نيز همراه آنان بوده باشد باز هم اين فرصت به دست بانوى بزرگوار ما آمده بود تا بر تربت برادر و بر سر قبر آن شهيد جاويدان، درد دلهاى خود و مظالم دستگاه يزيد وجيرهخواران خبيث او را برملا كند و بذر انقلاب را در سرزمينى كه عزيزانش را با كمال قساوت و بىرحمى به خاك و خون كشيدند بيفشاند. شاعر پارسى زبان، «اختر طوسى»، زبانحال آن مظلومه را چنين سروده است:
پس از تو جان برادر! چه رنجها كه كشيدم
چو ماه چهارده ديدم سرتو را به سرنى
هنگام ورود بهمدينه نيز چنين فرصتى به دست آمد وبار ديگر احساسات قلبى وى با ديدن در و ديوار شهر مدينه تحريك شد و به ياد آن روزى افتاد كه به همراه برادران، برادرزادگان و فرزندان خود از اين شهر بيرون رفت و اكنون با يتيمان و داغديدگان آنان بدانجا باز مىگردد. بدين