24وهابىها پس از مرگ او سر به تمرّد برداشتند، محمد على پاشاه فرزند ديگرش ابراهيم پاشا را در سال 1231ه .ق به سوى آنها گسيل داشت و ابراهيم، «درعيه» مركز شهرهاى نجد را محاصره كرد و آنرا با جنگ به تصرف خود در آورده و آن را با آتش كشيدن، ويران ساخت و امير و فرمانرواى وهابىها تسليم شد و با خوارى و ذلت و فروتنى به سال 1232ه .ق نزد او آمد و بدين طريق شوكت اين طائفه از ميان رفت و به ترويج مذهب آنها در آنروز خاتمه داده شد. 1
آرى، شوكت وهابىها فقط در نجد باقى ماند، و وقتى آلرشيد بر آلسعود در نجد پيروز شدند و حكومت در اختيار آنها قرار گرفت رفتارشان بهتر از سعودىها بود؛ لكن حكومت بر نجد - قبل از جنگ بزرگ و بعد از آنكه عبدالعزيز بن سعود بر رياض تسلط يافت - به سعودىها بازگشت وبه نام «اخوان»بهنشر و دعوت مذهب وهابيّت همت گماردند، و از رهگذر همين دعوت و بذل و بخشش اموال بود كه اعراب نجد به عبدالعزيز جذب شدند و در نتيجه بر نجد و حجاز و احساء و قطيف و قطر دست يافت. به اضافۀ اعمال ناروا و رفتار وحشيانه و كارهاى قطيع ديگرى كه از سعودىها تاكنون سر زد، اعمالى كه مردم دنيا از آنها بى اطلاع نيستند و تاريخ نيز آنها را ثبت و ضبط كرده است.