96وحيد خراسانى» او را براى تبليغ به مناطق سنّىنشين مىفرستند. وى مدّعى است با اينكه در خانوادهاى شيعى رشد و نمو يافته است، پس از آشنايى با منابع سنّى، به مذهب آنان گرايش پيدا كرده و در نهايت وهّابيّت را انتخاب مىكند. 1
اين نويسندهى دانشپژوه كه كتابش بيشتر شبيه به قصّه و رمان است تا يك كتاب علمى، در كلّ كتاب 200 صفحهاى خود، تنها در يكجا نام يك كتاب و نويسندهاش را مىآورد!
«نهج البلاغه»
و در كمال تعجّب نام نويسنده را «شيخ رضى ملعون» معرّفى مىكند و ادّعا مىكند كه چندين هزار حديث دروغى را در نهجالبلاغه جعل كرده است!! 2
عجيب است شخصى كه خود را با عنوان «حجّةالاسلام» بر روى جلد كتاب معرّفى كرده و تحصيلات دانشگاهى دارد و در كلاسهاى خارجِ فقه مراجع بزرگوار قم شركتمىكند، نمىداند كه نهجالبلاغه تأليف «سيّد رضى»است و نه «شيخ رضى» و نمىداند كه اين كتاب مورد قبول سنّى و شيعه است تا آنجا كه برخى از اهل تسنّن بر نهجالبلاغه شرح نوشتهاند.
... و يا در كتاب ديگرى باز هم فردى كه ادّعا مىكند شيعه بوده و در نهايت وهّابى شده است،