352 . دستۀ ديگر آياتى است كه با صراحت، شفاعت را اثبات مىكند و مىگويد: شفاعت فقط از ناحيه خدا پذيرفته است.
و در همين آيات جاى تأمل است كه بفهميم، شفاعت خدا، چه معنايى مىتواند داشته باشد؟ مانند: «مٰا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاٰ شَفِيعٍ » ؛ «براى شما غير از خدا ولّى و شفيعى نيست.» 1 و «...لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَ لاٰ شَفِيعٌ ...» ؛ «براى آنان غير خدا، ولى و شفيع نيست.» 2 و «قُلْ لِلّٰهِ الشَّفٰاعَةُ جَمِيعاً...»؛ «بگو شفاعت همه براى خداست.» 3
3 . دستۀ ديگر آياتى است كه به صراحت مىگويد، شفاعت براى غير خدا و با اذن خداست. مانند: «مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ ...» ؛ «كيست كه در نزد او شفاعت كند مگر با اجازه او.» 4 و «...يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مٰا مِنْ شَفِيعٍ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ » ؛ «تدبير امور مىنمايد، هيچ شفيعى نيست مگر بعد از اذن او.» 5 و «وَ قٰالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ بَلْ عِبٰادٌ مُكْرَمُونَ* لاٰ يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ* يَعْلَمُ مٰا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مٰا خَلْفَهُمْ وَ لاٰ يَشْفَعُونَ إِلاّٰ لِمَنِ ارْتَضىٰ ...» ؛ 6 «و آنان درباره پيغمبران گفتند: خدا فرزند گزيده است، او منزه از فرزند داشتن است، بلكه آنها بندگان گرامى او هستند كه در هيچ امرى قبل از خدا سخن نگفته، فقط به