136اينكه از نزديك موضوع را تحقيق كنم به محلّ سكونت آن خانمرفتم، پزشكىكه درصحنه حضورداشت، گفت:
«هنگامىكه مىخواستيم از عرفات به مشعر بياييم، ايشان سكتۀ مغزى كرد و معاينات سكتۀ او را تأييد مىكرد، بدين جهت او را به بيمارستان سعودى بردند.»
خانمى كه شفا يافته بود، ماجراى شفا يافتن خود را براى جمع حاضرتعريف كردكه خلاصۀ آن چنيناست:
«هنگامى كه مرا به بيمارستان بردند، ضمن دعا از خدا خواستم كه اگر بنا است من به حال فلج به ايران برگردم همينجا بميرم، در اين حال اطراف خود چهرههايى را ديدم. امامان بودند؟ نمىدانم. فرشته بودند؟ نمىدانم. يكى از آنان - گويا حضرت فاطمه عليها السلام 1- دست به بدنم كشيد، ديدم بدنم گرم شد، خوب شدم، پزشكها آمدند و گفتند: خدا تو را شفا داد...».
جالب اينكه به من خبر دادند كه همسفرهاى او در منا براى شفاى وى مجلس دعايى ترتيب داده بودند كه