115آن مرد در بازگشت راه را گم كرده بود، پس از چند روز داستان خود را براى من چنين تعريف كرد:
«پس از گم شدن بسيار گريه كردم، حالم بد شد، بالأخره راه را پيدا كردم و به خيمه آمدم، بر اثر خستگى زياد به خواب رفتم، در عالم رؤيا سيّد بزرگوارى را ديدمكهوارد خيمهشد، يكاستكان شير در دست داشت وبهمنداد، گرفتم وقدرى ازآننوشيدم، از خواب پريدم، همۀ بدنم خيس عرق بود. حالت تهوّع به من دست داد، به دستشويى رفتم، مرتّب - چيزهايى مانند - چرك از گلويم خارج مىشد، از آن روز به بعد حالم خوب شد.»
و تا آنجا كه به ياد دارم تا زمانى كه با ما بود، دارو مصرف نمىكرد.
اجابت دعا در كنار كعبه
حجّت الاسلام والمسلمين آقاى حاج سيّدجواد علم الهدى نقل كردند:
«عمويم مرحوم حاج اكبر آقا نجفى - رضوان اللّٰه عليه - به همراه پدر به زاهدان و از آنجا به كويته و بمبئى رفته بودند و يكماه هم معطل شدند تا با يك كشتى، با