80كرده و اركان و وقايع اصلى آن از مشهورات، متواترات و قطعيات تاريخى است، اما تفصيلها و جزئيات آن، مانند هر واقعه تاريخى ديگرى با تفاوتهايى در نقلها و يا كاستىها و مبالغههايى قابل انتظار همراه بوده است. اين در حالى است كه با گذشت زمان و دورتر شدن از اصل واقعه، انتظار تغيير و تحريف بيشتر مىشود ، نكتهاى كه قاعدۀ لزوم مراجعه به منابع كهن و نزديكتر به حادثۀ تاريخى را مدلّل مىسازد. خوشبختانه منابع كهن تاريخى و سيره نگارى چنان دقيق و با تفصيل به عاشورا و كربلاء پرداختهاند كه غرض ورزىها، اشتباهات و كم دقتىهاى همزاد انسان، را به آسانى نشان مىدهد.
مبناى ما در سنجش اعتبار و سنديت كتابهاى نوشته شده در دورههاى بعد، همين منابع كهن و مشتركات تاريخى در كنار حفظ معيارهاى نقد متون و اسناد تاريخى است. همچنين از آن رو كه حادثۀ عاشورا، يكى از سرخترين جلوههاى گل فام امامت شيعه است، گزارشها و مآخذ پيرامون عاشورا را بايد با سنجۀ عصمت امام عليه السلام نيز سنجيد و سيرۀ رفتارى امامت شيعه را بر آنچه به آنان نسبت مىدهند حاكم كرد .
بر اين اساس، كتابها و منابعى كه گزارشهاى خود را نقادى نكرده و آنها را با منابع اصلى تاريخى برابر ننموده و يا به تعارض آنها با سيره و كرامت و شخصيت امام حسين عليه السلام و يارانش توجه نكردهاند، دچار ضعف گشته و از گردونه اعتبار و نقل و استناد خارج مىشوند.