81جريان داشت، اطراف آن را با خاك بست و اگر رها مىساخت جارى بود؛ (قال ابوعبداللّٰه عليه السلام ،
لوْ تَرَكَتْهُ لَكَانَ سَيْحاً». 1
چنانكه ملاحظه مىكنيم در اين روايات تصريح نشده كه عامل جوشش آب چه بوده است.
4 - برخى از روايات بر خلاف موارد قبلى، به اثر پاى اسماعيل اشاره دارد؛ مانند روايت على بن ابراهيم از پدرش، از ابن ابى عمير، از معاوية ابن عمار، از امام صادق عليه السلام كه ضمن تشريح واقعه مىفرمايد:
«...فَفَحَصَ الصَّبِيُّ بِرِجْلِهِ فَنَبَعَتْ زَمْزَمُ قَالَ فَرَجَعَتْ مِنَ الْمَرْوَةِ إِلَى الصَّبِيِّ وَ قَدْ نَبَعَ الْمَاءُ...» 2
«كودك پاى خود را (بر زمين) ساييد پس زمزم جوشيد و هاجر از مروه برگشت در حالى كه آب جوشيده بود.»
نكتۀ قابل ذكر اينكه اسناد طبقۀ اوّل و دوّم روايت (4 و 5) يكى است؛ هر دو از ابن ابىعمير، از معاوية بن عمّار،