77«حلب»، از جمله شهرهاى معظم [و] معروف مملكت «روم» است، در شهريّت قصور 1ندارد و آنچه متاع فرنگستان در «روم» و عجم است، در شهر «حلب» مقدور است. از همه اجناس، خوراكى، پوشاكى، اسباب حرب و جواهرآلات، آنچه كه به تصور بيايد، هم 2 مىرسد. داد [و] ستدى كه در «حلب» مىشود، در خود «اسلامبول» كه پايتخت دولت «روم» است، نمىشود.
و تجّار همه دول، و قنسول همه دول، در «حلب» ساكن است، هجده قنسول به قلم آورديم از دولهاى مختلف، كه ساكن هستند، به سبب تجارت، وجه گمركش حساب كرديم، صد و سى و دو هزار تومان. و اكثرى 3 قنسولها، از همان اهل ولايت است كه از دولتها وكيل كردهاند و مواجب مىدهند، مشغول خدمت هستند. حتى از جانب «ايلچى ايران» كه در «اسلامبول» مقيم است، قنسول دارد كه وكيل مىنامند، الّا در دولت «انگليس» و «فرانسه»، كه قنسولشان از اهل مملكت خودشان است.
به نهايت شهرى معمور است، عمارتهاى بسيار خوب دارد، اكثر از خانههاى رعيت و تجّارشان، بيست هزار تومان مصارف شده، بسيار اين گونه عمارات هست، حجّارى 4 كه در شهر «حلب» شده، در هيچ مملكت نديديم. جميع خانههاى فقير و غنى عوض خشت [و]آجر، كلاً سنگِ تراش صَرف شده، پارهاى خانههاى معتبر مشهورشان، اطاق و ايوان را چنان با سنگِ الوان، منبتكارى كردهاند و نقاشى از خود سنگ نمودهاند، البته قالى هراتى را، به آن منقحى و پاكيزهگى نمىتوان بافت، كه سنگ را به اين نوع جفتگيرى كردهاند. مثل اينكه خوانچه 5 خاتم را چگونه خاتم كارى مىكنند، به جهت اين كه در كوچههاى «حلب» انواع [و] اقسام رنگها، سنگ هَمْ مىرسد، جميع سنگها را