74خاصه آن سال كه به نواب «مهد عليا»، عازم زيارت «عتبات عاليات» بود، «عثمان پاشاى» مزبور، از جانب «على پاشا» مهمان دار بوده، تفصيل احوال ايشان را ذكر مىكرد. اظهار محبت و اخلاص به اهل بيت مىكرد، محب بود، ولى مذهب معينى نداشت.
از «اورفه» الى «حلب» پنجاه فرسخ راه است، در تحت حكم «عثمان پاشا» است، از جانب والى «حلب»، مولودخانه حضرت «ابراهيم خليل اللّٰه» در آنجا است. عمارتى است تكيه مانند، در كمال صفا است، آب جارى دارد و يك نهر بسيار بزرگ، مشتمل به دويست ذرع، عرضاً بيست ذرع، در پهلوى مولودخانه جارى است. يك طرف آن نهر مسجد ساختهاند، و دو صحن براى مسجد قرار دادهاند، به آن نهر نگاه مىكند، 1درختهاى سبز در آن صحنها ديدم، و طرف ديگر نهر چند خانه است در كمال صفا، جايى است مىتوان چند ساعت روز را زيست كرد، و يك بازارچه دارد. «اورفه» بسيار قشنگ است، قريب دويست در دكان است، كه دو طرفش طاق بلند دارد، همهاش از سنگ. ستونهاى سنگى دارد، سقف بلند دارد و درهاى بزرگ از آهن در آن هواى گرم، «اورفه» نهايت خنكى را داشت.
توضيح
قدما اين شهر را موسوم به «رافيا» كرده بودند، در تواريخ اسلام اسمش «رها» است، در كتب تواريخ فرنگ «زريسو» ضبط است، در اين شهر، جامع بزرگ بسيار قشنگى است موسوم به (اولى جامع)، يعنى جامع بزرگ، و قلعه خرابى دارد، معروف به «سرايه 2نمرود»، مسكن چهل هزار نفس است.
مغارهاى 3 است در زير قلعه، معروف به مسقطالرأس «حضرت ابراهيم خليل اللّٰه عليه السلام » و در همين مغاره، صندوق سبزى است، مىگويند كه گهوارۀ آن حضرت است، و محلهاى كه در اتصال اين مغاره است، موسوم به «كوثا» است.