106مشغول «طواف» شديم و در هر طوف يعنى هر مرتبه كه مقابل «حجر» مىرسيديم، باز دوش خود را محاذى مىنمودم، بعد از فراغت از «طواف عمره»، در «مقام ابراهيم» دو ركعت نماز واجب، به همان نيت عمره نموديم، بعد بلافاصله سعى در مابين «صفا و مروه» نموديم، تفصيل «بيتاللّٰه» و «مسجدالحرام»، و وضع «صفا و مروه» عرض خواهد شد، مابين «صفا و مروه» تخميناً پنجاه قدم راه است، و بايد از [صفا] ابتدا نمود، چند پله از سنگ ساخته شده، مىروند بالاى آن پله، و مثل نيت طواف، نيت مىكنند كه: هفت مرتبه راه مىروم در ما بين «صفا و مروه» در حجِّ عمرۀ واجب. بعد بايد پاهاى خود را به آن پلهها بمالى، 1 و پايين بيايى و دعايى دارد مستحب است بخوانى، و يك مقامى در مابين «صفا و مروه»، به قدر پنجاه قدم، مثل شتر حركت مىكنند - مستحب است نه واجب - تا خود را به «مروه» برسانى و بلافاصله مراجعت به «صفا» نمائى، تا هفت مرتبه با احرام، و در اين سرّها هست.
بعد از اتمام سعى «صفا و مروه» بايد تقصير كنند، كه واجب است، و تقصير به اين معنى[است] كه يا موى از سر مقراض كنند، نه اين است كه همه سر را بتراشند، و يا ناخن بگيرند يا شارب بزنند، يكى از اين اقسام عمل بياورند، اعمال عمره كه تمام شد، برو منزلت، رخت را بپوش، در نهايت راحت باش، انتظار روز هشتم را بكش، كه دوباره بايد احرام حج تمتع به بندى.
اولاً فىالجمله وضع «مسجدالحرام» اين است كه، مسجدى است بدون سقف، و دور آن مسجد، مثل ايوان طورى است مسقف، و جميعاً ايوان، چهار طرفش فرش سنگ است، ستونهايى دارد از سنگ و «بيتاللّٰه» در عين، 2 وسط صحن مسجد است، قريب بيست [و] يك در دارد مسجد مزبور، هشت خرند 3 دارد، كه از هر در وارد مىشوند، از