73در نهجالبلاغه و كتابهاى حديث است كه چون اميرالمؤمنين على7 عازم جنگ نهروان گرديد، اخترشناسى نزد آن حضرت آمد تا او و اصحابش را از سفر در آن ساعت بازدارد، پس از چند سؤالى كه از او نمود، فرمود:
«كسى كه تو را تصديق نمايد خود را از يارى خدا بىنياز دانسته است.»
بعد گفت:
«أَلّلهُمَّ لا طير اِلاَّ طيرك و لا ضير الاّ ضيرك و لا خير الاّ خيرك و لا اِلهَغيرُكَ»
«خداوندا! بدى و شرّ و خير نيست مگر آنچه تو بخواهى و خدايى جز تو نيست.»
آنگاه به مردم فرمود از فراگرفتن اخترشناسى بپرهيزيد مگر آنچه كه شما را در بيابان و دريا هدايت نمايد؛ چون اخترشناسى آدمى را به كهانت مى كشاند و كاهن چون ساحر است و ساحر چون كافر است و كافر در آتش است. پس به نام خدا كوچ كنيد. 1اخبار و آثار زيادى دربارۀ ترك تطيّر؛ يعنى فال بد زدن و بىتأثيرى نقل شده، مگر آنقدر كه در نفس تأثير كند و كفارۀ آن توكّل به خدا و صدقه به فقرا است. آنچه دربارۀ اختيار روزهاى معين، با اختلاف زيادى كه هست، رسيده، شايد از جهت وقايع و حوادث خوب و بدى است كه در آن روزها پيش آمده و آثارى در نفوس