227پس از طواف و نماز، براى عموم مسلمين و سرفرازى و رشد ايرانيان و مغفرت گذشتگان و توفيق خدمت به دين، دعا كردم و از خداوند درخواست تجديد عهد با وضع بهترى نمودم. مىخواهيم براى مقدمات حركت، به منزل برگرديم، ولى جاذبۀ قوىِ مركزِ توحيد و ايمان، كه شبانهروز روى ميليونها مردم را در اطراف زمين به سوى خود مىگرداند، چون حوزۀ نيرومند مغناطيسى ما را به سوى خود برمى گرداند. قدمى به طرف بيرون برمىداريم و قدمى به عقب برمىگرديم. به خانۀ كعبه و اطراف و جوانب آن، با دقت بيشتر از پيش مىنگريم. حال كه مىرويم نقش خانۀ توحيد را با روح و فكر خود ببريم تا هميشه روى ظاهر و باطن، به ظاهر و معناى اين اساس باشد و هنگام مرگ مانند عقربۀ مضطرب مغناطيسى، به سوى آن قرار گيريم، آنگاه آرام چشم از زندگى دنيا بپوشيم.
براى كرايۀ رفت و آمد هر نفر به مدينه تا جده، 11 دينار (در حدود 250 تومان) به مطوّف داديم و براى لحظۀ حركت ساعت شمارى مىكنيم. قدرى از شب گذشته بود كه عدهاى سوار بر اتوبوس بزرگى شده حركت كرديم. شما اگر موفق به اين سفر شديد مواظب باشيد با شوفرى كه نامش ياسين است مسافرت نكنيد. شهر مكه را وداع گفتيم و ماشين در جاده، غير عادى ما را كه بيش از 40 نفر ايرانى هستيم، به اين طرف و آن طرف مىغلتاند. تا اين كه در مقابل خانۀوسط دهكدهاى كه داراى چندين خانۀ سنگى و فضاى كوچك است، نگاه داشت. در فضاى آرامِ وادى، نورِ ضعيفِ چراغهاى نفتى و عوعو سگها جلب