109درون آن را بيرون مىآوردند و با اشتها مىخوردند. اين نمونهاى از وضع و اختلاف زندگى مردم اين سامان است.
ما هم با رفقاى خود، در روز چندين بار آبتنى و شنا مىكرديم ولى از وقتى كه يكى از همسفران فريادى زد و به سرعت با بازوى سرخ شده از آب بيرون آمد، ديگر احتياط مىكرديم و از ترس جانور دريايى زياد پيش نمىرفتيم.
هنگام عصر هم روى صخرهها مىنشستيم و با دروبين شهرهاى طرابلس و قصبات و كارخانهها و كشتىها را تماشا مىكرديم. بعضى از رفقا هم كه به مهمانخانه ها رفته بودند، از شلوغى و گرانى و مناسب نبودن وضع، به قرنطينه برگشتند. در اين چند روز براى انجام كارها و ديدن وضع اين كشور، چند براى پياده و سواره با ترنهاى برقى و اتومبيل در خيابانهاى شهر گشتيم.
اختلاف طبقات و نفوذ استعمار در بيروت
خيابانهاى سراشيب، بناهاى چندين طبقه، مغازههاى پر از كالاهاى خارجى، مردم آرام و منظم مسلمان و مسيحى ممتاز نيست. با بعضى كه مىخواستم سر صحبت باز كنم مىپرسيدم تو مسلمانى يا مسيحى؟ مسلمانها بيشتر با اين عبارت جواب مىگفتند، الحمد لله أنا مسلم. احزاب دينى و سياسى زياد است ولى تظاهرات كم. چوب و چماق، فحش و ناسزا و متلك از احزاب و عابر و شوفر و شاگرد شوفر ديده و شنيده نمىشود. اختلاف زندگى بسيار محسوس است. كنار