108براى ويزا جمع مىكردند اگر بيمارى بود، به بيمارستانها مىبردند. وسيلۀ طيّاره و كشتى برايشان فراهم مىساختند. مقابل آنها ايرانىها هر چه تصور كنيد بىسر و سامان بودند. نه كسى به سراغشان مىآمد و نه اتحاد و يكرنگى داشتند. اوّل طلوع فجر و هنگام ظهر و مغرب نماز جماعت آنها در مسجد و محوطه حياط برپا بود، با آن كه عدّهاى از علما در ميان ايرانيان بود، عموماً متفرق و فرادا نماز مىخواندند، در عوض بازار نوحهگرى و دم گرفتن گرم بود. گاهى تركها و اهالى بيروت از صداى گريه جمع مىشدند و به گمان آنكه حادثهاى روى داده، با تأثّر مىپرسيدند چه پيش آمده؟ حساب آنكه ما در يك كشور نيم اروپا و نيم اسلامى و در ميان مسلمانان ديگر هستيم در بين نبود!
ساحل مديترانه
ساحل دريا تماشايى است. به واسطۀ پيچيدگى كوه و دريا، قسمت شرقى ساحل و شهرها و قصبات پيداست. شناوران جوان و بچه، در تمام ساحل دسته دسته، فرد فرد يا براى تفريح و ورزش يا براى صيد جانورهاى دريايى، از صبح تا شب مشغولاند. ماهى در اين سواحل ديده نمىشد. بعد از چند دقيقه كه به عمق آب فرو مىرفتند، جانورهايى را از ميان سنگها و خزهها بيرون مىآوردند كه هيچ نديده بوديم و براى تقسيم آن ميان اطفال جنگ درمىگرفت؛ بعضى از اين جانورها به اندازۀ گردوى درشت و شبيه به خارپشت بود كه بعد از مدتى در خارج آب، خارهاى اطراف حركات منظم مىكرد. با چاقو