146گفت: «لبّيك اللّهمّ لبّيك ...» 1
ابن كثير و قرطبى پس از بيان گفتۀ اوّل، آن را ضعيف و نادرست دانستهاند.
بنظر مىرسد از ميان اين سه گفته، قول دوّم صحيح بوده، در تفاسير و كتب روايى و تاريخى نيز شواهد و قرائن زياد و قابل توجهى وجود دارد، البته مىتوان گفتههاى دوّم و سوّم را نيز با يكديگر جمع كرده بگوييم:
سنگى كه ابراهيم خليل - ع - بر آن مىايستاد و خانۀ كعبه را مىساخت، همان سنگى است كه پس از پايان يافتن ساختمان كعبه ابراهيم - ع - بر آن برآمد و مردم را به حج فراخواند.
فرورفتگى پا در سنگ
از آن زمان كه پاهاى ابراهيم به قدرت خداوند در سنگ فرو رفت بيش از پنج هزار سال مىگذرد و ميليونها انسان در طول اين دوران، و پيش از آن كه سنگ در مقصورهاى طلايىرنگ قرار داده شود، آن را از نزديك زيارت كرده، با دست كشيدن به آن، تبرّك جستهاند همين امر موجب شد تا رفته رفته نشان فرورفتگى پاها از حالت اصلى خارج و بصورت دو حفره درآيد و اثر انگشتان از بين برود. البته تا زمان رسول خدا - ص - تا حدودى آثار انگشتان مشخص بوده است.
انس گويد: من مقام را ديدم كه در آن، جاى انگشتان و بلندى كف