123عبدالسلام ابن عبدالرحمن بن نعيم گويد:
به امام صادق - ع - عرض كردم: من مشغول انجام طواف واجب شدم دعايى به يادم نيامد جز صلوات و درود بر پيامبر - ص - و خاندان او، لذا در طواف و سعى فقط صلوات فرستادم. حضرت فرمود: به هيچ درخواست كنندهاى بهتر از آنچه تو خواستهاى داده نشده است. 1
چون خالد بن عبداللّٰه قسرى از سوى عبدالملك بن مروان به حكومت مكه آمد و ماه رمضان فرا رسيد، دستور داد كسانى كه نماز تراويح مىگزارند جلو بيايند و پشت مقام نماز بگزارند و صفها دايرهوار بر گرد كعبه تشكيل شود و اين به سبب تنگ شدن منطقه بالاى مسجد براى نمازگزاران بود. به او گفته شد با اين ترتيب طواف را متوقف مىسازى بدون آن كه دليل بر جلوگيرى از طواف مستحبى باشد، گفت من دستور مىدهم ميان هر دو ركعت نماز تراويح يك دور هم طواف انجام شود، گفته شد ممكن است در گوشه و كنار كعبه افرادى متوجه نباشند كه وقت طواف تمام شده و آماده نماز گردند.
خالد به خدمتگزاران كعبه دستور داد كه بر گرد كعبه در شش دور طواف، الحمدللّٰه واللّٰه اكبر بگويند و چون در دور ششم به حجرالاسود رسيدند ميان الحمدللّٰه و اللّٰه اكبر اندكى فاصله بياندازند تا مردمى كه در حجر اسماعيل و ديگر جاهاى مسجد قرار دارند، براى نماز آماده شوند و از فاصله ميان تكبير متوجه شوند و نماز خود را با عجله خوانده و زودتر به پايان رسانند. و آنها تا پايان دور هفتم به تكبير ادامه مىدادند و سپس كسى با صداى بلند مىگفت:
نماز، نماز، خدايتان رحمت فرمايد. 2