280
دستاس بر دستت اثر نهاده و اگر دستاس مىدانست در دستِ كيست فدايى تو مىشد.
پيامبر در آن لحظههاى اندوهبار، رازى گفت كه تو را به گريه آورد، چرا گريان شدى؟!
زيرا به زندگى، در جوار او مأنوس بودى و دور نماى فراقش، تو را آزار مىداد.
دگر بار تو را به حضور طلبيد و رازى گفت، كه لبخند زدى و اين پدر تواست كه خرسندت مىسازد.
كه پس از چند ماه به سرعت به او خواهى پيوست و بعد از پدر، همه چيز در نظرت بىارزش بود!
بهخدا قسم! اين رتبه و مقامى است كه چيزى با آن برابرى نمىكند! منزّه است خدايى كه اين رتبه و مقام را بر تو ارزانى داشت.
اى مادر حسين! اين موهبت، گوارايت! گوارايت باد اى مادر گرامى! ما همه فرزندان توييم.
آيا بهشتِ برين، فرزندانت را از ياد تو مىبرد؟ حاشا! حتّى اگر آنها تو را فراموش كنند.
خدايت تو را از شرّ آن روز وحشتناك، در امان دارد و با شادمانى و خرّمى، پاداشت دهد.
پرچم (عزّت) براى شما برپا گردد! و در سايۀ پايدارِ آفريدگار پناهت دهد.
پس آنگاه كه اين پرچم، بر سر شما به اهتزاز در آيد، از فرزندان جاماندهات ياد كن.
و آنگاه كه بر حوضِ (كوثر) وارد شوى، به ياد ما باش تا از دستِ آنكه تو سيراب مىشوى، ما نيز سيراب گرديم.
به اميدِ آنكه خدا با ديدار تو، بر ما منّت گذارد و از رفتارِ ما، چيزى را به تو بنمايد، كه موجب خشنودى تو گردد.
سلام و درودِ آفريدگارت، در همه حال تو را شامل باد، تا ابرها مىبارند و نغمه سرايان تَرَنُّم مىكنند!»
عبدالقادر گيلانى، (سالمبن علوى خرد)