261
فقه حضرت فاطمه عليها السلام
شكّى نيست كه آن جناب، سر آمدِ زنان عالَم است. سيدۀ فقيه و فاطمهاى كه در انتقال دادنِ دين و دعوت و شناختِ قرآن و سنّت، توانمندىِ بالايى داشت. هرچند حضرت فاطمه عليها السلام با حوادثِ بزرگ و بلاياى عظيمى روبرو بود و در كنارِ مصطفى صلى الله عليه و آله ، در تمام مِحنتها كه بر او گذشت، ايستادگى كرد؛ امّا در مسألۀ تربيت، نخستين مرتبه را برخوردار بود و نقش بسيار مهمّى در پرستارى پدر، به ويژه پس از مرگ مادرش، ايفا نمود.
از اينرو، هنگامى كه از فقه و دانش او، در قالبِ روايات سخن مىگوييم، مىبينيم كه در موارد عديدهاى، با مسائل فقهى مواجه بوده و در آن مسائل به نور خداى عزّوجلّ مىنگريسته و خداوند قلبِ او را نورانى ساخته و وى را گرامى داشته و از زنان برگزيدۀ عالَم قرار داده است. زهراى بتول از نخستين روزهاى زندگىاش، - چنانكه گفتيم - به وظايفِ سنگين، قيام كرد.
بخارى از عبداللّٰه بن مسعود روايت مىكند كه: پيامبر صلى الله عليه و آله كنار خانۀ كعبه به نماز ايستاده بود و ابوجهل و يارانش نظاره مىكردند. يكى از آنها گفت: «كداميك از شما شكمبۀ شتر فلان قبيله را مىآوَرد و هنگامى كه محمد صلى الله عليه و آله به سجده مىرود، بر پشت او مىگذارد؟!» پستترين فرد آنها كه عقبةبن ابى معيط بود، برخاست و آن را آوَرد و صبر كرد تا محمد صلى الله عليه و آله به سجده رفت و آن را بر پشت آن حضرت نهاد! و من نگاه مىكردم و كارى از من ساخته نبود و آنان مىخنديدند و به يكديگر نگاه مىكردند و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در سجده بود و سر از سجده بر نداشت تا اينكه فاطمه آمد و آن را از پشتِ پدرش برداشت».
اما در خانه و با همسر و فرزندانش طورى به وظايف خود عمل مىكرد كه اثر دستاس بر دستهاى او و اثر كوزۀ سفالين بر شانهاش مانده بود!
على عليه السلام مىگويد: «من با فاطمه ازدواج كردم در حالىكه من و او جز پوست