167مىآمد باز فاطمه بود.
چنين منزلت و جايگاهى ساده به دست نمىآيد. اين از محبّت رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله نسبت به شخصيت والاى اوست و محبّت پيامبرِ خدا، مقدّمۀ محبّت خدا است.
دستيابى به محبّت خداى تعالى، مقام او را به آن درجه مىرساند، كه هيچ بانوى بزرگى بدانجا نخواهد رسيد و اين چيزى است كه در سخنِ مصطفى صلى الله عليه و آله آمده است. ابن عباس از پيامبر خدا نقل كرده كه:
«أفْضَلُ نساء أهل الْجَنَّة خديجة بنت خُوَيلد وَ فٰاطمة بنت مُحَمَّد وَ مَريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم». 1
«برترين زنان اهل بهشت خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد صلى الله عليه و آله ، مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم هستند.»
به رغم اين منزلتِ والا كه خداى تعالىٰ دختر پيامبر خود را بدان اختصاص داده است. رسول خدا آن حضرت و خواهرانش را نصيحت و راهنمايى مىكرد و بر عبادت و تضرّع به خداوند متعال ترغيب و توصيه مىنمود تا منزلت بيشترى نزد خدا بيابند.
فاطمۀ مرضيّه، روزهدار و شب زندهدار بود. بيشتر اوقات، او را در حال تلاوت قرآن كريم مىديدند و زبانش همواره به ذكر خدا گويا بود. در يكى از روزها، پيامبر صلى الله عليه و آله او را ديدند كه نشسته و ساكت است و انتظار نداشت وى را اينگونه ببيند و زبانش به ذكر خدا گويا نباشد؛ با عتابى ملايم - به گفتۀ انَسبن مالك - گفت: «فاطمه جان! چه مانعى دارد به آنچه كه تو را سفارش مىكنم گوش فرا دهى و بگويى:
«يٰا حَىُّ يٰا قَيّوم بِرَحمَتِك اسْتغيثُ فَلا تَكِلْني إلىٰ نَفْسي طَرْفةَ عَينٍ وَاصْلح لي شأني كُلَّهُ». 2
و در روايت ديگر است از ابى هريره، از قول پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: اى