145نيازمندى است كه او را همراهى كرده و با مال و جان و ترك خانه و كاشانه براى خدا كارى نمودهاند تا پايههاى دولت اسلام را استوار سازند. او كسى نيست كه نيازمندى را رها كند و از دادن «قُوتِ لايموت» يا لباس تن پوش به او خوددارى نمايد و خدمتكارى به دخترش بدهد، هرچند او نيز به كمك نيازمند است!
اسلام بين مسلمانان به مساوات عمل مىكند و دختر پيغمبر يا عمو، يا پسر عمو را با ساير مسلمانان فرقى نيست و آنكه محتاجتر است بر آنكه كمتر احتياج دارد، مُقدّم است، و مردم در نظر پيامبر چون دندههاى يك شانه برابرند. چنين موضعگيرى، كه عدالتى مافوق آن و بلكه مانند آن در تصور نمىگنجد، مقتضاى اسوه بودن پيامبر صلى الله عليه و آله است.
دخترش را از آنچه به ديگران مىدهد منع مىكند تا همواره مَثَلِ اعلايى براى امّت در هر موردى باقى بماند و اين عملكرد برتر از مساوات است. نظير اين، رفتارى است كه آن حضرت با همسران خود داشت. آنگاه كه درخواست كردند در هزينۀ زندگى بر آنان توسعه دهد و آن حضرت نپذيرفت و اظهار داشت كه بايد او و همسرانش در زهد نسبت به دنيا، اسوه و سرمشق باشند.
شبى پيامبر صلى الله عليه و آله بر آن دو زوج والامقام وارد شد، شب سردى بود كه از سرما خوابشان نمىبرد. بيدار بر بستر آرميده و به داده حق قانع بودند و اعتقاد داشتند كه زندگى يعنى زندگى آخرت. ناگهان صداى كوبۀ در را شنيدند، على عليه السلام برخاست و دَر را گشود، ديد حضرت مصطفى صلى الله عليه و آله است. فاطمه زهرا عليها السلام از جاى جَست تا همراه شوهر از ميهمان گرانقدرشان استقبال كنند. پيامبر آغاز سخن نموده، فرمود: «برجاى خود باشيد.» و سپس با رفق و ملاطفت فرمود: «مىخواهيد شما را از چيزى خبر دهم كه بهتر از آن چيزى است كه از من خواستيد؟!» و آنها يك صدا گفتند: «بله يا رسولاللّٰه!» فرمود: «كلماتى است كه جبرئيل به من آموخته، پس از هر نمازى ده بار تسبيح خدا گوييد (سبحان اللّٰه) و ده بار حمد او (الحمد للّٰه) و ده بار تكبير (الله اكبر). و چون به بستر رفتيد، سى و سه بار تسبيح (سبحان اللّٰه) و سى و سه بار حمد (الحمد للّٰهِ) و سى و چهار بار تكبير (اللّٰه اكبر) گوييد.» 1