905ابراهيم عليه السلام همين بود كه مردم به آن جا مسافرت كرده و به طواف بيت بپردازند.
بنابراين سفرهاى زيارتى جزء سيرۀ عقلاى عالم است و اگر كسى كمترين تأملى در اين زمينه داشته باشد، منكر ارزش آن نخواهد شد.
بدون ترديد بشر دلايل فراوانى براى سفرهاى سياحتى و زيارتى دارد، بعضى از آنها مربوط به عواطف انسانى است، برخى مربوط به عبرتآموزى از سرگذشت ديگران مىباشد، بعضى ديگر هم پاسخ به خواستههاى درونى و نيازهاى روحى و روانى انسان است. قرآن كريم به صراحت امر مىكند: «قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ كٰانَ أَكْثَرُهُمْ مُشْرِكِينَ »؛ 1 بگو: در زمين سير و سفر كنيد و بنگريد عاقبت كسانى كه قبل از شما بودند چگونه بود؟ بيشتر آنها مشرك بودند!
ما اگر بخواهيم به وسعت دامنه شرك پى ببريم بايد به جاهاى مختلف مسافرت كنيم، از فرهنگ ملل مختلف آگاهى يابيم تا بتوانيم راجع به عقايد حق يا باطل آنان قضاوت كنيم. ما اگر از دنياى پيرامونى خود باخبر نباشيم چگونه مىتوانيم راجع به آنها اظهار نظر كنيم؟!
به علاوه اگر سفرهاى زيارتى غير موارد سه گانۀ مذكور خطرزا و مشكلآفرين بود، قطعاً قرآن كريم به اين شدت دستور نمىداد. حكم به تحريم سفرهاى زيارتى پس از تفقه ابن تيميه در دين خدا صادر گرديد. وى روحانى قرن هشتم است، پيش از تولد او همۀ مسلمانان جهان به زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله مىشتافتند، و اين سيرۀ عملى بزرگترين حجت بر جواز و استحباب قصد سفر براى زيارت است. 2 حتى خود پيامبر صلى الله عليه و آله از شهر خارج مىشد و براى زيارت به سوى مزار مادر خود مسافرت مىنمود. 3 عدهاى عايشه را كه معروف به ام المؤمنين است مشاهده كردند كه به زيارت قبر برادر خود عبدالرحمان رفت. وى در جواب افرادى كه به او اعتراض