812از اينروست كه «زيارت»، در ارزش و پاداش، همپاى بسيارى از عبادات، بلكه برتر از حتى جهاد و شهادت به حساب آمده است؛ چه آن كه در پيوست به معنا، پويندۀ طريق زندگى ارزش و معناى حيات را درك مىكند و از فرصت ايجاد شده در جهت كمال خويش سود مىبرد.
دعا و زيارت علاوه بر كاركرد معنابخشى به حيات انسان، باعث اطمينان قلب و قدرت روحى نيز مىشود؛ زيرا انسان در نهايت، به ويژه در وقت اضطراب، غالباً با حضور قلب و خلوص نيت رو به سوى خداى مىآورد و با او درد دل مىكند، عقدههاى خويش را بيرون مىريزد و اسرار خود را، كه در نهانگاهش محافظت مىشد، به زبان مىآورد و تنها از او راه چاره و گريزگاه طلب مىنمايد و با آه و ناله تقاضاى كمك مىكند و اين خود طمأنينه و آرامش كاملى در پى خواهد داشت.
به ديگر سخن، وقتى نيايشگر از بن جان و ژرفاى دل، دست به دعا در اماكنى كه آكنده از عطر معنويت است، بر مىدارد، نوعى شادابى و بهجت و انبساط معنوى در درون خود احساس مىكند كه حاضر نيست به هيچ بهايى آن را از دست بدهد. دعا و زيارت در انسان حالت روشندلى و روشنبينى و آرامش ايجاد مىكند و در حكم چراغى مىگردد كه در درونش روشن شده باشد، بر خلاف افرادى كه با دعا و ياد خدا رابطه ندارند و هميشه خانۀ دلشان تاريك و ظلمانى است و از درك و بينش و روشنايى بىنصيبند و از دعا و زيارت به عنوان نيروى بهجتزا، انبساطآفرين و لذتبخش محرومند.