782جدول نشان مىدهد كه تقيد به زيارت رفتن در حد متوسط به پايين، شانس بروز عدم سلامت روان را 3/28 برابر افزايش مىدهد. در واقع احتمال بروز عدم سلامت روان، در افرادى كه ميزان تقيدشان به زيارت رفتن در حد متوسط يا كمتر است با 95% اطمينان 8/22 - 1/31 برابر افرادى است كه ميزان تقيدشان در حد زياد و يا خيلى زياد مىباشد. فاصلۀ زمانى3 ماه بين سفرهاى مذهبى درون شهرى شانس بروز عدم سلامت روان را 2/78 (2/26 - 1/23) برابر افزايش مىدهد. در افرادى كه با فاصلۀ زمانى 6 ماه به سفرهاى مذهبى برون شهرى مىروند، شيوع عدم سلامت روان بيشتر است، ولى اين تفاوت معنىدار نيست؛ البته نمرۀ QHG در گروهى كه با فاصلۀ 6 ماه به سفرهاى برون شهرى مىروند 4/88 A8/5 و در گروهى كه اين فاصلۀ زمانى 6 ماه مىباشد 5/62 A11/52 است كه آزمون من ويتنى يو اين تفاوت را معنى دار نشان مىدهد )400/0 \p( يعنى فاصلۀ زمانى طولانى بين سفرهاى مذهبى برون شهرى بر نمرۀ QHG اثر مثبت و در واقع بر وضعيت سلامت روان اثر منفى دارد.
در افرادى كه در كل يا ظرف يكسال گذشته به حج مشرف نشدهاند، همچنين در افرادى كه از آخرين تشرف آنها به حج 6 ماه مىگذرد، شيوع عدم سلامت روان بيشتر است، ولى اين تفاوتها معنىدار نمىباشند. عدم تشرف به زيارت مقبرۀ امامان در طول يكسال گذشته شانس بروز عدم سلامت روان را 3/34 (7/87 - 1/42) برابر افزايش مىدهد. از بين افرادى كه به زيارت حرم امامان در يكسال گذشته مشرف شده بودند، در افرادى كه فقط يكبار سعادت تشرف داشتند، شيوع عدم سلامت روان بيشتر از گروهى است كه بيش از يكبار مشرف شده بودند؛ ولى اين تفاوت معنى دار نيست. البته نمرۀ QHG در افرادى كه يكبار در طول سال گذشته به زيارت امامان مشرف شدهاند 5/7 A10/40و در گروهى كه بيش از يكبار مشرف شدهاند 3/8 A7 مىباشد كه آزمون من ويتنى اختلاف را معنى دار نشان مىدهد