755است و نقش بازى نمىكند. در واقع، مردم علاقه ندارند كه نزد آدمهايى كه قلابى به نظر مىآيند و رازدار نيستند، سفرۀ دلشان را باز كنند. صاحبنظران معتقدند كه درمانگرى كه از چنين صفاتى برخوردار است مىتواند رشد و خوديابى درمان جويان را تسهيل كند. 1
اما در مورد زيارت بايد گفت: در واقع، كسانى كه به زيارت مىروند و به ائمه و امامزادهها اعتقاد دارند، در اثر حضور در محيط زيارتگاه دچار احساس امنيت روانى مىگردند. زيرا احساس مىكنند به نزد كسى آمدهاند كه با آنها همدل است، به آنها محبت دارد و اسرار آنها را صادقانه حفظ مىكند. گاهى حتى بسيارى از مشكلات عاطفى و روانى انسانها به اين دليل است كه فاقد فردى امانتدار، در زندگى خود هستند، كه داراى چنين صفات و خصوصياتى است.
احساس همدلى بين زاير با امام و معصوم سبب مىگردد كه با امنيت خاطر به درد دل و بيان مشكل خود با وى بپردازد. اين امر داراى آثار روانى متعددى است كه قابل قياس با فرآيندهاى درمانى است كه در زير به آن اشاره مىگردد:
1. گروهى از مراجعه كنندگان به مراكز روان درمانى و مشاوره، به اين دليل به اين مراكز مراجعه مىكنند كه نياز دارند، شخص مطمئنى كه در عين حال متخصص و رازدار مىباشد، به حرفها و درد دلهاى آنها گوش كند. هر اندازه شنونده، مطمئنتر باشد، فرد با خيال راحتترى مشكلاتش را براى او بيان مىكند. بيان مشكل، خود بخشى از درمان است؛ زيرا كه فرد احساس نوعى سبك شدن مىكند. 2 اين همان فرايندى است كه در ديدگاه روان تحليلگرى 3 به آن تخليۀ هيجانى 4 مىگويند. تخليۀ .هيجانى، يعنى برونريزى هيجانهاى فرو نشانده شده، ابراز هيجانهاى شديد يا بيان تجربههاى غمانگيز كاملاً خصوصى، آن هم در يك محيط امن، غالباً فرد را تسكين