87وداراى خاكى حاصلخيز.
سور و قلعهاى محكم ومستحكم دارد. گويند ابراهيم خليل الرحمان گوسفندانش را آنجا مىدوشيد وبه روز جمعه بر فقرا صدقه مىداد واين وجه تسميۀ شهر حلب است. ابراهيم عليه السلام در اين شهر دو مقام دارد كه مردم به زيارتش مىشتابند. ساكنان آن سنّى و شيعهاند. 1
مقدسى مىنويسد: حلب شهرى زيبا، ساده و بارو دار است، مردمش خوش زبان، مرفّه وخردمندند. ساختمانها با سنگ و خوش بناست ودر ميان شهر دژى بزرگ واستوار هست كه چاه آب دارد و انبارهاى شاه در آن است و مسجد جامع در ميان شهر است. 2
مستوفى مىنويسد: «معدن به كوه جوشن به غربى حلب، به ملك شام است. گويند در اوّل، حاصل بىقياس داشت، چون اهل بيت اميرالمؤمنين؛ حسين بن على عليهم السلام را به اسيرى بر آنجا گذرانيدند وآن قوم بدان حال، ايشان را شماتت كردند وحرم حضرت اميرالمؤمنين حسين عليه السلام را از قهر گرما [ كذا] ، اثر كرده و بچه به زيان رفت، آن معدن را بركت نماند.»
و همو مىنويسد: «بهترين صانعان اين جوهر (شيشه) در حلبند و آبگينۀ حلبى صفا و شهرت تمام دارد.» 3
آملى مىنويسد: حلب شهرى است در صحرا، سورى استوار دارد به ارتفاع بيست و پنج گز از سنگ، و خندقى بزرگ، و از جانب شرقى آن