138معاوضه كرد و آزادش نمود. 1
بلال، نخست مؤذّن پيامبر بود و در سفر و حضر براى او اذان مىگفت و علاوه بر آن، خزانهدار بيت المال و مأمور زكات ترهبار هم بود. روزى بلال دير كرد و وقت اذان گذشت وقتى آمد، پيامبر صلى الله عليه و آله از علّت تأخير سؤال كرد، بلال گفت به مسجد مىآمدم بر فاطمۀ زهرا گذر كردم، او براى پختن نان، گندم آسيا مىكرد و حسن عليه السلام مىگريست. گفتم: كدام را دوست مىداريد، پسرتان را برايتان نگاهدارم يا گندم آرد كنم؟ فاطمۀ زهرا فرمود:
بهتر است من بچه را نگاهدارى كنم و تو گندم را آرد كنى. من شروع به كار كردم لذا به اذان نرسيدم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود تو به فاطمه محبت كردى.
خداوند تو را مورد لطف و محبت خويش قرار دهد. 2
بلال گاه و بيگاه شعر مىسرود و رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله را مدح مىكرد. روزى به زبان حبشى پيامبر را ستود و حسّان آن را به عربى برگرداند:
اذا المكارم فى آفاقنا ذكرت
فانما بك فينا يضرب المثل
«هنگامى كه در سرزمين ما از بزرگىها و بزرگوارىها ياد شود، بهوجود تو مَثل زنند.»
پيامبر صلى الله عليه و آله در روز فتح مكه به بلال فرمود برپشت بام كعبه رود و اذان بگويد و او چنان كرد هر چند برخى سران شكست خوردۀ شرك را خوش نيامد وحرفهايى زدند.
بلال پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله ، براى احدى اذان نگفت جز يكبار كه به