117ايستادند، دلهايشان را محكم و به هم پيوستيم. پس گفتند: خداى ما، آفريدگار و پرورندۀ آسمانها و زمين است جز او خدايى را نمىشناسيم و نمىخوانيم كه در آن صورت، كارى عبث و بيهوده كردهايم.
قوم ما خدايانى جز خداى يگانه، پندارند و بر اين زعم برهانى ندارند، و چه ستمكار نگون بختى است آن كه بر خدا دروغ مىبندد و خلاف حقيقت مىگويد.
آنان با يكديگر گفتند: حالا كه از بت پرستان رستيد به غار پناهنده شويد تا رحمت خدا به شما برسد و كارتان را سامان بخشد. آفتاب بطور مستقيم بر آنان نمىتابيد و از راست به چپ انحراف داشت و فضاى كهف، وسيع بود و هوا و نور به حد كافى به آن مىرسيد در عين حال آفتاب نه در طلوع و نه در غروب بر تن ايشان نمىتابيد. اصحاب كهف از آيات الهى هستند و رشتۀ هدايت به دست اوست و هر كه را به سبب گناه ولااباليگرى، محروم از هدايت كند، راهنما و سرپرست نخواهد داشت.
آنان سالها خواب بودند؛ بگونهاى كه بينندۀ ايشان را بيدار مىانگاشت و مابدنهايشان را به راست وچپ مىگردانديم وسگهايشان همدر آستانۀ كهف، بازون، گسترده و غنوده. برخى گويند تعداد آنان سه تاست و سگ چهارمى ايشان است وبرخى ديگر گويند پنجنفرند و ششمين، سگ ايشان مىباشد. اينها همه رجم به غيب و خيالبافى است و عدهاى گويند هفت تن هستند و هشتمين، سگ ايشان است خداوند به تعداد آنان داناتر است.
اصحاب كهف، سيصد و نه روز در غار ماندند و خدا داناتر است. 1