162خداوند در همۀ اين موارد مىخواهد هدف اصلى و جوهرى را، كه در ميان تمام عبادتها منظور است،بيان كند، قربانى كردن در «منا» به معناى سر نهادن به امر خدا و اعلان اين است كه من به فرمان تو هستم و قربانى و گوشت و اطعام آن قشر و پوستۀ امر است و آنچه از آن متصاعد مىشود و باقى مىماند اخلاق و تقوا براى خداست.
در مورد سجده بر آدم، مشكل اساسى اين نيست كه فقط عملى به نام سجده مال خداست، بلكه آن علامت عبوديت است. حالا خداوند امر مىكند همين سجده را به امر من براى غير نثار كنيد. در اينجا جوهر مطلب اطاعت امر است و عمل سجده پوسته و علامت اين بندگى است. بنابراين، وقتى سجده براى غير خدا انجام گرفت، شرك و بتپرستى است و اگر همان به امر خداوند باشد خداپرستى است. لذا خداوند در استنطاق ابليس فرمود: چرا وقتى به تو امر كردم كه سجده كنى، چنين نكردى؟ «مٰا مَنَعَكَ أَلاّٰ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ » 1؛ «چه چيز مانع تو شد كه سجده نكنى در آن لحظه كه من تو را امر كردم؟»
خداى تعالى در اينجا روى «إِذْ أَمَرْتُكَ » تكيه كرده و كارى به نوع عمل، كه سجده يا غير آن است، ندارد، بلكه مىگويد: من حرفى زدم و امرى صادر كردم، تو چرا آن را بىپاسخ گذاشتى.
ادب عرفانى
در اوايل سورۀ مزّمّل به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد پاسى از شب را به تلاوت و عبادت برخيز. يك سوم يا نصف و يا دو سوم شب را به فراخور حال،