119شدند. 1
- فِيهِ آيٰاتٌ بَيِّنٰاتٌ ...
لغت: حج، در اصل به معناى قصد است و برهان را حجّت مىگويند؛ زيرا در بحث، مقصود روشن مىگردد. و به اين مراسم، حج مىگويند براى آن كه در آن قصد زيارت خانۀ خداست.
اِسْتَطٰاعَ (طَوْع)؛ توانست.
در خانۀ خدا يادگارهاى روشنى از خداپرستى و توحيد و معنويّت و آثارى از ابراهيم عليه السلام است؛ مانند مقام ابراهيم (محلى كه ابراهيم عليه السلام براى بناى كعبه و يا به خاطر مراسم حج، يا دعوت مردم براى اعمال حج در آن مكان ايستاد) و يا مانند حَجَرالأسود و حِجْر اسماعيل.
خداوند مكه را به خاطر دعاى ابراهيم عليه السلام ، شهر امن قرار داد و هرگونه جنگ و مبارزه را در آن ممنوع ساخت؛ «وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً» . در اسلام، كعبه به عنوان يك پناهگاه شناخته شده كه اگر كسى به آن جا پناهنده شود، تا زمانى كه در آنجاست، نمىتوان متعرّض او شد و حتّى حيوانات بايد در آن امنيّت داشته باشند.
- وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ ...
در اين آيه، به مردم دستور حج داده شده است؛ يعنى بر مردم است كه در صورت توان، خانۀ خدا را زيارت كنند. حج بر كسى كه استطاعت داشته باشد، تنها يك بار در مدّت عمر واجب مىشود.
نكته: از اين آيه استفاده مىشود كه اين حكم، تنها به مسلمانان