107سقايت و آب دادن به حاجيان،ازمناصب و مفاخر اعراب در جاهليّت بوده است. همچنين پردهدارى و تعمير بيت اللّٰه الحرام از امور افتخار آفرين آنها به شمار مىرفت. در آن دوران، به كمك شتر، آب گوارا از چاه بيرون مىآوردند و با مَشكهاى چرمى در اختيار زائران قرار مىدادند و اين منصب دست به دست شد تا در زمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، به عباس عموى پيامبر رسيد 1.
در شأن نزول اين آيه گفتهاند: شيبه و عباس، هر يك به ديگرى فخر مىفروختند. در اين ميان على عليه السلام بر آنها گذشت و پرسيد: افتخار و مباهات شما به چه چيز است؟ عباس گفت: افتخار من آب دادن به حجاج است؛ شيبه گفت من تعمير كنندۀ مسجدالحرام هستم. على عليه السلام با شرمسارى گفت: با داشتن سن كم چيزى مايۀ افتخار من است كه شما آن را نداريد؛ من جهاد كردم تا شما به خدا و رسولش ايمان آورديد. اين ماجرا به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله كشيده شد و جبرئيل نازل گرديد و گفت: فرستادۀ خدا، اين آيه را براى آنها بخوان: 2«أَ جَعَلْتُمْ سِقٰايَةَ الْحٰاجِّ...»؟
مقصود واقعى حضرت على عليه السلام از اين مناظره خود برتر بينى نبود؛ بلكه اثبات برترى جهاد بركارهاى فرعى بود و آيۀ كريمه نظر آن حضرت را تأييد كرد.
مراد از اين آيه آن است كه هيچ كارى بدون ايمان به خدا و معاد، باعث منزلت و مقام آدمى نمىشود و شرط مقبوليت هر عملى، به ايمان