91مردى نزد ايشان آمد و پندى خواست. ايشان در يكى از اندرزهايش به او فرمود: «با دوستت با سيمايى گشاده روبهرو شو.» 1 همچنين مىفرمود:
«گشادهرويى، كينه را مىبرد». 2
يكى از نمودهاى حسن خلق، آميختن سخن با لبخند است. هم جاذبه مىآفريند و هم سخن را دلنشينتر مىسازد. سخن گفتن پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله به تبسمى مليح و دلنشين آميخته بود:
«كان رَسُولُ اللّٰه صلى الله عليه و آله اذا حَدَّثَ بِحَديثٍ تَبَسَّمَ فىٖ حَديثهِ». 3
گاهى هم با ديگران، با گفتار خوش، مزاح و شوخى مىكرد، با اين هدف و قصد كه آنان را مسرور و خرسند سازد. 4 اين گشادهرويى سبب شده بود كه اصحاب از برخورد تند رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله خود را ايمن دانند.
ابن عبدالبر در استيعاب مىنويسد: «نعيمان بن عمرو انصارى از قدماى صحابه و از جمله انصار و اهل بدر و مردى خوش مجلس و مزّاح بود. گفتهاند مرد عربى از باديهنشينان خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد و شتر خود را پشت مسجد خوابانيد و به مسجد وارد شد. بعضى از اصحاب به نعيمان گفتند كه اگر اين شتر را بكشى، گوشت آن را تقسيم مىكنيم. رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله نيز قيمتش را به اعرابى خواهد داد و اين كار، او را خشنود خواهد كرد. نعيمان شتر را كشت. در اين ميانه، اعرابى بيرون آمد و شتر خود را كشته ديد. پس فرياد كشيد و پيامبر را به دادخواهى خواست. نعيمان فرار كرد. رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله آن فرياد را كه شنيد، از مسجد خارج شد. ناقه اعرابى را كشته ديد. پرسيد اين