714. سيره رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله به گونهاى بود كه به يارانش اجازه مىداد تا در حضور مباركش، گفتههاى طنزآميز ادا كنند. آنان نيز به پيروى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از شوخىهاى ناپسند پرهيز داشتند، ولى از شوخىهاى پسنديده دريغ نمىكردند. از جمله، نُعيمان، مرد شوخ طبعى بود. روزى عربى را با يك خيك عسل ديد. آن را خريد و به خانه عايشه برد. رسول خدا صلى الله عليه و آله پنداشت كه به عنوان هديه آورده است. نعيمان رفت و اعرابى بر در خانه پيامبر ايستاده بود. چون انتظارش طولانى شد، صدا زد: اى صاحب خانه! اگر پول نداريد، عسل را برگردانيد. رسول خدا صلى الله عليه و آله جريان را دريافت و قيمت عسل را به آن شخص پرداخت. پيامبر چون زمانى ديگر، نعيمان را ديد، فرمود: چرا چنين كردى؟ گفت: ديدم رسول خدا صلى الله عليه و آله عسل را دوست مىدارد و اعرابى هم يك خيك عسل داشت. پيامبر خدا از كار نعيمان خنديد و به او هيچ گونه درشتى نكرد. 1
رسول خدا صلى الله عليه و آله هم كلام خويش را با تبسم مىآميخت و هم چهرهاى خندان داشت و هم به چهره ديگران لبخند مىزد. در حديث است:
كَانَ اكْثَرُ النّٰاسِ تَبَسُّماً و ضِحْكاً فىٖ وُجُوهِ اصْحاٰبِهِ. 2
بيش از همه، لبخند داشت و بر روى يارانش لبخند مىزد.
5. امام موسى بن جعفر عليه السلام مىفرمايد: «عربى بدوى نزد پيامبر مىآمد و هديه و سوغاتى به پيامبر اهدا مىكرد. بعد همان ساعت مىگفت: پول سوغات و هديه ما را بدهيد. رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز مىخنديد. پس از آن جريان هر وقت غمگين مىشد، مىفرمود: آن اعرابى كجاست. كاش پيش ما مىآمد». 3