45
اى رسول ما، خدا تو را كفايت مىكند و مؤمنانى كه پيروان تواَند. (انفال: 64)
پس اى رسول، هر گاه مردم از تو روگردانيدند، بگو خدا مرا كافى است كه جز او خدايى نيست. من به او توكل كردهام كه (خداى جهان) و رب عرش بزرگ اوست. (توبه: 129)
و اى رسول، هرگز مگو كه من اين كار را فردا خواهم كرد. مگر آنكه بگويى «ان شاء اللّه» (اگر خدا بخواهد) و خدا را لحظهاى فراموش مكن و بگو اميد است خداىمن، مرا به حقايقى نزديكتر از اين هدايت فرمايد.(كهف:23و24)
درباره نفى اتكا به خود و غفلت از اثرگذار واقعى در كارها آمده است كه يكى از اصحاب، اذن تشرف به محضر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را گرفت. حضرت فرمود: «كيستى؟» عرض كرد: «منم اى رسول خدا.» رسول اكرم صلى الله عليه و آله خشمگين شد و فرمود: «من! من! آيا رواست براى مخلوقى كه بگويد من!» آن شخص از كرده خود پشيمان شد و گفت: «پناه مىبرم به خدا از خشم خدا و رسولش.
پس علت خشم آن حضرت را پرسيد.» رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «آيا نمىدانى كه اين لفظ «مَن» شايسته مخلوق نيست؟ آيا نمىدانى كه ابليس در برابر فرمان خدا بر اينكه آدم را سجده كند، گفت: انا خيرٌ مِنْهُ. من بهتر از او هستم. در نتيجه از درگاه رحمت حق رانده شد.» در اين وقت، آن صحابى دوباره اظهار پشيمانى كرد و متعهد شد كه ديگر هرگز «من» نگويد. 1
البته توكل به معناى خانهنشينى و واگذارى مطلق كارها به دست خداوند نيست كه اين با آموزههاى دينى ناسازگار است. انسان متوكل، در انجام دادن كارها، تأثير خدا را بيش از هر چيز احساس مىكند و خود را وجودى رابط و وابسته به يك موجود مستقل مىيابد. با اين حال، به دقت، عوامل طبيعى كار