32
«مَنِ اتَّخَذَ ثَوْباً فَلْيُنَظِّفْهُ.» 1 رسول خدا صلى الله عليه و آله هر گاه لباس تازه مىپوشيد، خدا را شكر و سپاس مىگفت:
«كٰانَ مِنْ فِعْلِهِ اذَا لَبِسَ الثَّوْبَ الْجَدِيدَ حَمِدَ اللّٰهُ.» 2 در روايت ديگرى آمده است ايشان وقتى جامه نو بر تن مىكرد، چنين دعا مىفرمود:
خدايى را سپاس كه بر تن من چيز پوشاند تا پوشش من باشد و ميان مردم آراسته باشم. 3
از نشانههاى وارستگى آن حضرت در پوشيدن جامه آن بود كه ايشان فخر خويش را به جامه و نوع آن نمىدانست. اين است كه نقل شده هر نوع لباسى كه فراهم مىشد، مىپوشيد؛ از لنگ و پيراهن يا جُبّه يا هر چيز ديگر. 4 ايشان هر چه كه فراهم بود، مىپوشيد؛ چه قطيفهاى باشد كه به بر كند يا برد عالى كه بپوشد، چه جبه پشمين:
«ما وَجَدَ مِنَ الْمُبٰاحِ لَبِسَ؛
هر چه از حلال مىيافت، مىپوشيد ». 5
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به ابوذر غفارى فرمود:
اى ابوذر! من لباس خشن و سخت مىپوشم، روى زمين مىنشينم؛ انگشتانم را پس از غذا مىليسم؛ بر چهار پاى بىزين سوار مىشوم و كسى را همراه خود سوار مىكنم. اينها از سنتهاى من است. هر كس از سنتهاى من روى گردان شود، از من نيست. 6
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در بيشتر موارد، عمامه بر سر مىنهاد. هنگام نماز و خطبه و جهاد به تناسب شرايط، سر را با چيزى مىپوشاند و گاهى هم سر برهنه بود.
به روايت امام صادق عليه السلام ، پيامبر اسلام عرقچين و كلاه سفيد و راه راه مىپوشيد و هنگام جنگ، عرقچين بر سر مىگذاشت. 7
در روايت ديگرى است كه آن حضرت دستمال و حولهاى داشت كه پس از وضو، چهره خود را با آن خشك مىكرد و اگر حوله و دستمالى همراه نداشت، با گوشه لباس خود، صورت را خشك مىكرد. 8