30
نوبت به پيامبر رسيد، تمام اخلاق پسنديده را جمع كرد. ازاينرو، فرمود:
«اِنّي بُعِثْتُ لِاُتِمِّمَ مَكٰارِمَ الْاَخْلاٰقِ؛
من برانگيخته شدم تااخلاق نيكو را تمام كنم». 1
آينه نبى صلى الله عليه و آله
«نه درازى باريك بود و نه كوتاهى خرد، بلكه ميانه اين هر دو بود: راستاندام تمام پشت. رويى داشت نه گرد و برآمده چون روى فربهان و نه خشك و نزار چون روى نحيفان، بلكه روى گرد بهقاعده بود، سپيد و روشن و لطيف.
چشمى داشت سپيدهها سپيد و سياهه سياه. مژگانى راست به هم در رُسته، دراز و بسيار. انگشتانش، هم از آنِ دست و هم از آنِ پاى، درشت و بزرگ.
كفهاى وى نرم چون حرير بود و چون از جاى خود برخاستى و مىرفتى، از چستى همانا كه مرغ بود كه مىپريد و در ميان دو كتفش، مهر نبوت بودى. و او خود خاتم پيغامبران و مهتر عالميان بود و در سخا از همه بهتر بود و در شجاعت از همه بيشتر بود و در فصاحت از همه نيكوتر و تمامتر بود و در عهد و پيمان از همه درستتر بود و در خوى و خلق از همه نيكوتر بود و در تعيّش با مردم، از همه بزرگتر. بر بديهه، چون وى را بديدندى، از وى هيبت داشتندى و چون با وى مخالطت كردندى، وى را چون جان و دل دوست گرفتندى. نه پيش از وى، مثل وى كسى توانستندى ديدن و نه بعد از وى، كسى مثل وى تواند يافتن». 2