236مىخواهى، به سوى قومت برگرد. 1 شيماء با تشكر از محبتهاى پيامبر، درخواست آزادى اسيران طايفه خود را مطرح و بازگشت به وطن را انتخاب كرد.
رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله در حق خواهر رضاعى خود احترام فراوان كرد و در مورد سهم مسلمانان نيز كارى كرد كه آنها با خشنودى و رضايت خاطر، سهمشان را بخشيدند. اين بخشش بزرگوارانه، موجب برانگيختن انگيزههاى انسانى آنها گشت و فطرت خفته آنها را بيدار كرد، به گونهاى كه همگى از صميم دل مسلمان شدند و راهگشاى اسلام آوردن تيرههاى ديگرى از قبيله هوازن گرديدند.
روزى هيئتى از طرف نجاشى، پادشاه حبشه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وارد شد.
آن حضرت بلند شد و از آنان پذيرايى كرد. اصحاب عرض كردند كه يا رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله شما بفرماييد، ما از آنان پذيرايى مىكنيم. پيامبر فرمود: اين جماعت به اصحاب ما در حبشه احترام گذاشتهاند و من دوست دارم كه محبت آنان را تلافى كنم. 2
پيامبر خواست در چاهى غسل كند. حذيفه كه همراه حضرت بود، پيراهنى را جلوى او گرفت تا پوشيده باشد. بعد از پيامبر، حذيفه خواست غسل كند. حضرت نيز مانند حذيفه پيراهن را جلوى او گرفت. حذيفه نپذيرفت و گفت: اى پيامبر خدا، پدر و مادرم فداى شما باد، اين كار را نكنيد.
پيامبر اصرار كرد و تا پايان غسل، پيراهن را جلو حذيفه گرفت و فرمود: از دونفرى كه با يكديگر همراهند، هر كدامشان كه با رفيقش مهربانتر باشد، نزد خداوند محبوبتر است. 3