235عموى رضاعى پيامبر حضور داشتند. اين دو نفر از حضرت آزادى اسيران بنىسعد را درخواست كردند و يادآور شدند كه آنها از خاندان حليمه سعديه (مادر رضاعى شما) هستند.
پيامبر فرمود: من سهميه خود و فرزندان عبدالمطلب را حاضرم ببخشم، ولى سهميه ديگر مسلمانان از مهاجر و انصار به خودشان مربوط است و بايد آنها تصميم بگيرند. پس از آنكه من نماز ظهر را خواندم، شما در ميان مردم برخيزيد و از آنها تقاضا كنيد كه سهم خود را ببخشند. طايفه بنىسعد بنابر راهنمايى پيامبر، پس از نماز ظهر، از مردم درخواست بخشودگى سهم خود را كردند. آنها به پيروى از پيامبر حاضر شدند كه سهم خود را ببخشند. تنها چند نفر مانند حابس و عينيه سهميه خود را نبخشيدند. پيامبر، اسيران آنها را در برابر هريك، با شش اسير ديگر عوض كرد و در نتيجه، همه اسيران هوازن جز يك پيرزن كه عينيه از بخشيدن او خوددارى ورزيد، آزاد شدند. 1
اين كار نشان دهنده اوج وفادارى پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله به خدمات حليمه سعديه و خواهران و برادران رضاعى خود بود. نكته جالب توجه اينكه يكى از افرادى كه در ميان اسيران جنگى وجود داشت، شيماء ، خواهر رضاعى پيامبربود. وقتى وى به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد من خواهر رضاعى تو (دختر حليمه سعديه) هستم كه اسير شدهام، پيامبر عباى خود را روى زمين پهن كرد و او را روى آن نشاند. پس با احترام خاص به او نگريست و با محبت سرشارى از او احوالپرسى كرد و فرمود: من وقتى كه كودك بودم، تو از من نگهدارى كردى و مدتى كه مادرت به من شير داد، با هم بوديم. اينك اگر مىخواهى، نزد ما بمان كه با كمال احترام شما را حفظ مىكنيم و اگر