201عدل اجتماعى و بيتالمال عمومى را فداى درخواست شخصى زنان خود كند، از پذيرش درخواست آنان خوددارى ورزيد و سخنان درشت آنان را ناشنيده گرفت.
ابوبكر و عمر كه از ماجرا خبر يافتند، درصدد تنبيه و تأديب دختران خود، عايشه و حفصه برآمدند، ولى رسول اكرم صلى الله عليه و آله آنها را از اين كار بازداشت. 1 در اين ميان، رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله تنها به كنارهگيرى از همسران خود بسنده كرد.
پس از گذشت يك ماه، با نزول آيات قرآن، دستور رسيد كه زنان خود را مخير كن تا يكى از اين دو راه را انتخاب كنند: هر كدام از آنها كه به ادامه همسرى تو علاقهمند است، بايد افزونطلبى را ترك كند و به همين زندگانى ساده و قناعتآميز بسازد و به ثواب بيشترى اميدوار باشد. هريك از آنها نيز كه مال دنيا و زندگانى پر تجمل را بر تو ترجيح بدهد، او را با تجهيزات كافى و شايسته رها كن. (احزاب: 28 و 29)
رسول اكرم صلى الله عليه و آله در دورانى كه زن را داراى روح انسانى و حقوق بشرى نمىدانستند، مقام و مرتبه زن را به پايه يك انسان داراى حق استقلال و تصرف در جان و مال خود بالا برد. حتى در لحظههاى آخر حياتش نيز مدارا با زنان و رعايت مقتضيات فطرت زن را ياد آورد شد. در مقام توضيح و تمثيل فرمود:
زن به استخوان خميده دندهها مىماند و در همان وضعى كه هست، سودمند است و اگر بخواهند آن را راست كنند، مىشكند و ضايع مىشود. 2
نقشه خلقت و مرزهاى فطرت را نمىتوان تغيير داد و آنچه در صلاحيت مردان است، از زنان ساخته نيست و در دستگاه آفرينش، هر كدام موقعيت و مواهب ويژه خود را دارد. ايشان بر حسن معاشرت با زنان تأكيد فرمود و مىگفت: