168قصد عمره داشت، با آنها مذاكره كرد و بين آنها و پيامبر معاهدهاى بسته شد كه به «صلح حديبيه» معروف گشت. در اين معاهده، پيامبر متعهد امورى شد از جمله: هر فردى از افراد قريش اگر بدون اذن بزرگتر خود از مكه فرار كند و اسلام بياورد وبه مسلمانان بپيوندد، محمد بايد او را به سوى قريش باز گرداند، ولى اگر فردى از مسلمانان به سوى قريش بگريزد، قريش موظف نيست او را به مسلمانان تحويل دهد.
در همان وقت كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با سهيل، نماينده قريش پيمان مىبست، ابوجندل ، فرزند سهيل كه مسلمان شده بود، ولى در زنجير پدر مشركش اسير بود، از مكه فراركرد و به مسلمانها پيوست. سهيل گفت: اى محمد! اين اولين مورد وفاى به پيمان است. اگر مىخواهى صلح برقرار باشد، بايد او را به ما برگردانى.
پيامبر هم پذيرفت. سهيل گريبان فرزندش را گرفت و به طرف مكه برد.
ابوجندل با لحنى تضرعآميز فرياد زد: اى مسلمانان! آيا شما اجازه مىدهيد مرا به سوى مشركان برگردانند و دوباره گرفتار چنگال آنها گردم؟ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: اى ابوجندل! صبر كن. خداوند براى تو و امثال تو گشايشى خواهد كرد. ما با آنها پيمانى بستهايم و نمىتوانيم عهد و پيمان خود را بشكنيم. 1
4. فردى با پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله خريد و فروش كرد. پيامبر نيز با او قرار گذاشت در جاى معينى، يكديگر را ببينند و معامله را تمام كنند. او فراموش كرد آن روز و فرداى آن روز در وعدهگاه حاضر شود. پس روز سوم به آنجا رفت و ديد پيامبر همچنان منتظر او مانده است. پيامبر چون او را ديد، فرمود:
اى جوان! مرا به زحمت افكندى. سه روز است (براى وفاى به وعده) من همين جا ماندهام و انتظار مىكشم. 2