110درمىيابيم كه حضرت به جز عبادت و پرداختن به كارهاى شخصى، به مديريت و رهبرى و انجام دادن كارهاى ادارى و رسيدگى به وضعيت مردم مشغول بود.
حضرت امام رضا عليه السلام مىفرمايد:
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: فرشتهاى نزد من آمد و گفت: اى محمد، پروردگارت سلام مىرساند و مىفرمايد اگر بخواهى بيابان مكه را براى تو پر از طلا سازم! پيامبر سر به آسمان برداشت و گفت: پروردگارا مىخواهم يك روز سير باشم و شكر و سپاس تو گويم و روز ديگر گرسنه باشم و از تو روزى بخواهم. 1
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
ما همراه پيامبر (پيش از نبرد خندق) مشغول حفر خندق بوديم. فاطمه عليها السلام با پاره نانى نزد پيامبر آمد و آن را به او داد. پيامبر پرسيد: اين پاره نان چيست؟ فاطمه عليها السلام گفت: يك قرص نان براى حسن و حسين تهيه كردم و اين تكه از آن را براى شما آوردم! پيامبر فرمود: از سه روز پيش تاكنون اين اولين غذايى است كه پدرت به دهان مىگذارد. 2
ابن عباس مىگويد:
رسول خدا صلى الله عليه و آله بر بوريايى خفته بود و بر دو پهلوى او اثر گذاشته بود.
عمر بن خطاب بر او وارد شد و گفت: اى پيامبر خدا! چرا براى خود بستر و زيراندازى فراهم نمىكنيد؟ پيامبر فرمود: مرا با دنيا چه كار! مَثَل من و دنيا، همانند سوارى است كه در روزى گرم به راهى برود. آنگاه ساعتى