331رفتيم و از آنجا رمى كرديم حالا شما بيا از طبقۀ پائين برويم، تا اينجا را هم ببينم. راستى بابا مستحب است هنگام رمى با وضو باشى.
على: بله فرزندم وضو دارم.
* به هر حال پس از رمى و نماز به مسجد خيف برگشتيم.
حسن: بابا خيلى آفتاب داغ است خوب است يك پلاستيك آب بگيريم و مانند مردم روى سرمان بگذاريم تا قدرى خنك شويم.
على: ما هنوز محرم هستيم و در حال احرام گذاشتن چيز روى سر جايز نيست، يكى از آنها را بگير تا آبهايش را روى سرمان بريزيم... .
* به چادرها رسيديم، هوا بسيار داغ بود، چند ليوان شربت خاكشير نوشيديم كمى خنك شديم، پرسيدم كمك روحانى آمده يا نه؟ گفتند او را نديدهايم.
روحانى: برادران و خواهران توجه كنيد هنوز دو كار عمده داريم كه بايد امروز انجام شود، يكى قربانى است و ديگرى سرتراشيدن يا تقصير كردن. اوّل نوبت قربانى است كه مستحب است شتر يا گاو و يا گوسفند باشد. ما زائران ايرانى با توجه به گرانى ارز و مسائل پيرامون آن به حداقل كه يك گوسفند است اكتفا مىكنيم، كه بايد حداقل عمرش يك سال باشد، مريض نباشد، پير نباشد، همۀ اجزائش كامل باشد، گوش بريده و شَل و لنگ و دم بريده و شاخ شكسته نباشد، لاغر نباشد، خصّى نباشد، و به هر حال از گوسفند تامالخلقه هيچ چيز كم نداشته باشد.
مدير كاروان: افرادى كه حاضرند خودشان بيايند كشتارگاه آماده باشند و هر كس كه مىخواهد خودش قربانى كند يا به كس ديگرى وكالت بدهد بيايد و پولش را بگيرد.