228
روحانى: لبيكهايى كه الآن تمرين كرديم و يك يك گفتيد لبيكهاى واجب بود كه مشتمل بر چهار لبيك بود به اين ترتيب: «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَيْكَ لا شَريٖكَ لَكَ لَبَيْكَ» و دستهاى از مراجع احتياط كرده بودند كه «اِنَّ الْحَمْدَ وَ النَّعْمَةَ لَكَ وَ المُلْك، لا شَريٖكَ لَكَ لَبَيْكَ» را بر آن اضافه كنيم، كه اين را نيز همگى گفتيد. حال «لبيك»هاى ديگرى نيز مستحب است كه يكبار مىخوانم شما هم بخوانيد و در مناسكها نوشته شده است، مىتوانيد باز كنيد و بخوانيد.
همچنين مستحب است بلكه احتياط مؤكّد است كه لبيك را در حال حركت و هنگامى كه اتوبوسها در مسير قرار گرفتند و به بيابان رسيدند با صداى بلند تكرار كنيد. به هر حال آنچه مهم است اين كه شما پس از حركت كردن اتوبوسها و سرعت گرفتن آنها با صداى بلند «لبيك»ها را تكرار كنيد.
* بر اتوبوسها سوار شديم. پيوسته كسى «لبيك»ها را مىخواند و ما تكرار مىكرديم. بعد شام ما را كه بستهبندى شده بود به ما دادند خورديم و اتوبوس به راه خود ادامه مىداد.
در مسير حركت از مدينه تا مكه به حوادث عجيبى برخورديم كه هر يك از جهاتى قابل توجه بود، اوّل اين كه پس از ساعتى راه ماشين وارد جايگاه بنزين شد تا سوختگيرى كند، ملخهاى بزرگ با سرعت حركت مىكردند و از هر طرف به سر و صورت ما مىخوردند، ما ايرانىها از اين گونه ملخهاى بزرگ نديده بوديم از آنها وحشت مىكرديم. از طرفى نبايد به آنها آزار برسانيم، گرفتن و كشتن آنها نيز ممنوع است، خواستم حوله را به سر بكشم تا در پناه حوله از آنها در امان باشم ديدم چيز بر سر