44دست خداست، يميناللّٰه است. گرچه براى خدا دست چپ و راست متصوّر نيست چون (كلنا يديه يمين) دستى براى خدا نيست. او منزه از جسم و دست و امثال ذلك است، ولى يك تمثُّل و تنزل معقولى است به صورت محسوس. گفته شد حجرالأسود، دست راست خداست. انسان با دست خدا تماس گرفته است. ذات اقدس الٰه جسم نيست، ديدنى نيست، مجرّد محض و هستى صِرف است ولى براى اينكه در نشأۀ طبيعت و حسّ، يك الگويى داشته باشد كعبهاى ساخته و در ركن مخصوص، سنگ خاصّى به دستورش قرار گرفته به عنوان «يميناللّٰه».
امام سجاد - عليهالسلام - فرمود: معناى دست زدن به حجرالأسود اين است كه: «خدايا! من تعهّد كردم كه ديگر دست به گناه دراز نكنم»، امضاى باطل نكنم، ربا ندهم و نگيرم، رشوه ندهم و نگيرم. كسى را بيجا نزنم و...
اصرارى كه متشرّعين دارند تا دستشان به حجرالأسود برسد، سرّش آن است كه مىخواهند اين تعهّد را امضا كنند كه: «خدايا من ديگر به گناه دست نمىزنم، بديهى است كه اگر حجرالأسود داراى سرّ و روح نباشد، آن هم فضيلت نخواهد داشت.
ائمّه - عليهمالسّلام - كه آن همه اصرار مىورزيدند تا اين سنگ سياه را ببوسند و به آن دست بزنند بخاطر اين است كه رازى در اين «استلام» و «تقبيل» نهفته است و آن راز اين است: خدايا! دستم به دست تو رسيد، ديگر به بيگانه دست نمىدهم. كسى كه مسؤول سياسى مملكت است، اگر موفّق شد حجرالأسود را استلام كند ديگر نه به شرق دست سياسى مىدهد نه به غرب؛ يعنى دستش را در دست سياست بازان نمىگذارد.