221يعنى كعبه بمثابه ديوار چين نيست كه فقط يك اثر صناعى و مادّى و تاريخى و باستانى بوده و در اختيار مردم همان سرزمين باشد. و يا مانند اهرام مصر نيست كه فقط يك پديدۀ هنرى و تاريخى بوده و صيانت آن به عهده مردم همان منطقه باشد و يا نظير آثار باستانى طبيعى ممالك ديگر نيست وگرنه محور گردهمايى معنوى مسلمانان سراسر گيتى در طول تاريخ نمىبود، بلكه كعبه در تمام ابعاد هنرى و صناعى و ابزار و آلات و نقشه و سرزمين همه و همه از وابستگى به غير خدا منزه و از پيوستگى به افراد مبرّاست.
از اين رو كعبه ارتباط خاصى به شخص يا گروهى ندارد و تابع هيچ قانونى از قوانين معجول بشرى نيست بلكه تبلور اسلام است و همانند قرآن كريم و رسولاكرم(ص)، جز به خداوند به احدى اتكاء نداشته و نخواهد داشت. و همانطور كه قرآن كريم كلام اللّٰه و كتاب اللّٰه است و محصول فكرى هيچ كس نيست و هيچ فردى توان آوردن همتاى آن را ندارد، و همانطور كه پيامبراكرم(ص)نزد هيچ مربّى علم نياموخت، و احدى حق تعليم و تزكيه و تهذيب بر او ندارد، لذا عبداللّٰه و رسولاللّٰه است؛ كعبه نيز اين چنين است، زيرا نه در ملك كسى ساخته شد و نه نقشه آن را مهندسى بشرى طرح كرد، و نه مصالح ساختمانى آن ملك كسى بود و نه معمار و دستيار آن فرد عادى بودند، بلكه همه توجهات آن - چنانچه قبلاً اشاره شد - متعلق به ذات اقدس الهى بوده و مىباشد.
لذا اين امور مىتوانند محور وحدت مسلمانان سراسر گيتى قرار گيرند و تبلور دين جهانشمول اسلام در اينها خواهد بود و همانطورى كه خداى سبحان حقيقت قرآن را از تطاول طاغوتيان و از گزند هر گونه تحريف